کالچرتک-فناوری‌های حوزه فرهنگ، نشر و هنر معادل Culture Technology-Culture-Tech مدل‌های کسب ‌وکاری جدید مبتنی بر فناوری‌های منحصر به فرد از کسب و کار، توسعه و ترویج فرهنگ، علم و هنر که برای بیان روش‌های خلاقانه در تکامل و بیان هنر است. بازارهای مبتنی بر فناوری این عرصه (فرهنگ و هنر) را تبدیل به یک دارایی ارزشمند کرده که نوع جدیدی از سرمایه گذاری‌ها را در سراسر دنیا امکان پذیر ساخته است. این فضا نه تنها برای اشتراک تجربه میان هنرمندان معاصر، بلکه برای موزه‌ها و گالری‌هایی که آثار با ارزشمند قدیمی را نگه داری می‌کنند، می‌تواند مفید باشد. بکارگیری فناوری در عرصه هنر موجب احساس لذت و ارتقا تجربه افراد می‌شود و الهام بخش افکار و معانی جدید در این عرصه باشد. فناوری شیوه‌های جدید تفسیری را در عرصه هنر ، ادبیات ، تاریخ و باستان شناسی ارائه میدهد و مخاطب را در محیطی از تعامل عاطفی ، همدلی و شناخت واقعی غوطه ور می‌سازد. فناوری به عنوان ابزاری برای سازگاری و بقای کسب و کار در توسعه مدل‌های تجاری در حال تغییر ؛ فروش آسانتر و دستیابی به بازار بالقوه جهانی ؛ ارتقاء و بازاریابی محصولات با دسترسی به اطلاعات و جامعه آماری به شمار میرود. این در حالی است که جای خالی نوآوری‌های برآمده از ایده‌های ناب و استاراپ‌های نوآورانه ، ایجاد و توسعه مدل‌های کسب و کاری نوآورانه در جهت ارتقا فرهنگ ارزش مدار و ارزش آفرین همچنین؛ شکل دهی به چرخه تولید و مصرف محصولات و ملزومات فرهنگی بومی سازی شده با استفاده از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های فرهنگی، کسب و کاری و فناوری در این میان به چشم می خورد. عمده محصولات فرهنگی و هنری مرسوم در بازار شامل نرم افزارهای چند منظوره یا وب سایت های تامین و به اشتراک گذری محتوا و نهایتا برخی موبایل اپلیکیشن هایی هستند که یا بخش خاصی از بازار بزرگ فرهنگی / هنری داخل کشور را هدف قرار داده اند یا اینکه با اصول نوآوری مبتنی بر توسعه مدل های کسب و کار نوآورانه اشنایی ندارند. این بخش کوچک در بازار فعلی فاقد یک بستر رگولاتوری و رویکرد حمایتی است و اغلب توسط کارآفرینان نوپا به صورت مستقل یا به صورت انگشت شمار در شتاب دهنده‌های موجود در داخل کشور ارائه شده و معمولا تجربه نشان می دهد که در مقابل ایده‌های دیگری که در این شتاب دهنده‌ها توسعه یافته و تجاری سازی می‌شوند از شانس کمی برخوردارند. دلیل اصلی این موضوع عدم شناخت بازار مخاطب و نیز عدم توجه کافی به اثربخشی حاصل از ورود نوآوری در عرصه فناوری‌های آموزشی از سوی متولیان و سیاستگذاران از یک سو و حامیان و مخاطبان از سوی دیگر است.